۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۸, دوشنبه

شرایط

کمک کردن به یه بچه که تو خیابون گم شده و داره گریه میکنه خوبه ... کمک کردن به کسی که تصادف کرده و تنفس مصنوعی میخواد هم خوبه ... اما کمک کردن به یه بچه که تو خیابون گم شده وقتی یه نفر هم تو همون خیابون احتیاج به تنفس مصنوعی داره عین حماقته ...
این قضیه شاید خیلی ساده مورد قبول همه باشه ... اما شخصا معتقدم بسیاری فعالیت ها داره از سمت قشری که ادعای روشنفکری دارن صورت میگیره که دقیقا مصداق بارز این قضیه است ... ورود فرهنگ های ایده آلی که هنوز فرهنگ های پیش نیازش پاس نشده و صرف انرژی برای تبلیغ اون ...

معتقدم این قشر واقعا دو دسته اند :
1- احمق هایی که نمیدانند انتخاب بین خوب و خوب تر همان انتخاب بین بدتر و بد است.
2- کسانی که به دنبال ساختن ظاهری متفاوت و متعالی و کیفیتی بالاتر از استاندارد برای خود هستند...

مثال: جستجوی حیوانات زخمی محتاج کمک و صرف هزینه و زمان برای درمان آنها در حالی که در شعاعی نزدیک انسانی هم در همین شرایط به سر میبرد...
مثال: دادن نذری به در و همسایه در حالی که مدارسی (خانه کودک شوش) لیست لوازمی همچون ماژیک تخته را به عنوان مایحتاج  خود آورده اند.
مثال: تلاش برای احیای حقوق ماهی قرمز سفره عید در حالی که بسیاری از حقوق خود فرد نقض شده !!!


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر